آدما
آدما آدمو تنها می ذارن!
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت   توسط میترا
|
آدما آدمو تنها می ذارن!
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت   توسط میترا
|
امروز درختهای شهرمان جشن گرده افشانی گرفته بودند. همه شهر پر بود از دانه های گرده که با باد این طرف و آن طرف می رفتند. درختان در جشن بهاریشان شادمانه می رقصیدند.
اما...
اما آنها نمی دانستند که امروز سپیده به شادی آنها شاد نشد و در جشن آنها سهیم نبود. سپیده در سوگ فقدان پدرش ماتم زده بود. پدرش همه ی وابستگی اش بود.
او امروز حتی با دیدن همه ی دوستانش خوشحال نشد، بلکه با تک تک آنها گریست و غمش را با آنها شریک شد.
امروز روز ماتم بود و ما با دلی غمین و چشمانی اشکبار سپیده را با تنهائیش تنها گذاشتیم.
.
.
.
خدایش بیامرزد.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت   توسط میترا
|
همیشه با فرا رسیدن بهار ، همچون تحول طبیعت درونم متحول می شود. با وجود فراوانی مشکلات یک دلخوشی مبهم درونم بیداد می کند، یک جور شوق به زندگی.
رویش دوباره شاخه های خشکیده، سرسبز شدن طبیعت بی جان، جوانه زدن دانه های زیر خاک، ... همه و همه وادارم می کنند تا نگاهم را عوض کنم، دلم را شستشو دهم و امیدوار باشم.
بهار فصل آرامش است. فصل روییدن دانه های معرفت...

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت   توسط میترا
|
خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست
ساقی کجاست گو سبب انتظار چیست
هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار
کس را وقوف نیست که انجام کار چیست
پیوند عمر بسته به موییست هوش دار
غمخوار خویش باش غم روزگار چیست
معنی آب زندگی و روضه ارم
جز طرف جویبار و می خوشگوار چیست
مستور و مست هر دو چو از یک قبیله اند
ما دل به عشوه که دهیم اختیار چیست
راز درون پرده چه داند فلک خموش
ای مدعی نزاع تو با پرده دار چیست
سهو و خطای بنده گرش اعتبار نیست
معنی عفو و رحمت آمرزگار چیست
زاهد شراب کوثر و حافظ پیاله خواست
تا در میانه خواسته کردگار چیست
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت   توسط میترا
|
پس من تنها نیستم. حال خوبی داشتم وقتی می دیدم چهارتایی داریم با هم میریم خونه!
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت   توسط میترا
|
خیلی زحمت کشیدن. از سارا جون و غزال جونم خیلی ممنونم که به یادم بودن.
خیلی خیلی خوش گذشت ![]()
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت   توسط میترا
|
خدایا به داده ات، نداده ات، گرفته ات شکر.
داده ات رحمت
نداده ات حکمت
گرفته ات امتحان است.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت   توسط میترا
|
مامان...
مگه خروس تخم می زاره؟
آره دیگه...
پس این همه تخم مرغی که می بینی از کجا میاد...
!!!
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت   توسط میترا
|
یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که این جا
بین آدمهایی، که همه سرد و غریبند با تو
تک و تنها، به تو می اندیشد
و کمی،
دلش از دوری تو دلگیر است...
مهربانم، ای خوب!
یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که چشمش،
به رهت دوخته بر در مانده
و شب و روز دعایش این است؛
زیر این سقف بلند، هر کجایی هستی، به سلامت باشی
و دلت همواره، محو شادی و تبسم باشد...
مهربانم، ای خوب! یاد قلبت باشد؛
یک نفر هست که دنیایش را،
همه هستی و رویایش را،به شکوفایی احساس تو،
پیوند زده
و دلش می خواهد، لحظه ها را با تو، به خدا بسپارد...
مهربانم، ای خوب!
یک نفر هست که با تو
تک و تنها، با تو
پر اندیشه و شعر است و شعور!
پر احساس و خیال است و سرور!
مهربانم! این بار، یاد قلبت باشد؛
یک نفر هست که با تو، به خداوند جهان نزدیک است
و به یادت، هر صبح، گونه سبز اقاقی ها را
از ته قلب و دلش می بوسد
و دعا می کند این بار که تو
با دلی سبز و پر از آرامش، راهی خانه خورشید شوی
و پر از عاطفه و عشق و امید
به شب معجزه و آبی فردا برسی...
مهین رضوانی فرد
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت   توسط میترا
|
سوز سرما تا مغز استخوانمان نفوذ می کند. صبح کله سحر در سرمای 25- در یک شهر سردسیر کوهستانی می روم سر کار و بوق شب زیر بارش ناامان برف و کولاک به خانه برگردم و تا صبح نمیتوانم از جلوی بخاری جم بخورم. خوش به حال آنهایی که در خانه های گرم و نرم پولهای بی زبان را چون علف خرس بر باد می دهند و خبر از سرمای جانکاه بیرون ندارند!
تلویزیون دم به دم هشدار قطعی گاز را می دهد. در این سرما صرفه جویی می شود کرد؟
بنا به گفته ها همچین سرمایی در شهر ما به 35 سال پیش برمی گردد که مثل امروز صبح همه ی در و پنجره ها از داخل قندیل می بسته اند.
این هم گزارش تصویری خبرگزاری فارس از وضعیت جاده های کشور.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت   توسط میترا
|